تفاوت سود خالص و سود ناخالص؛ فرمول، جای هر کدام در صورت سود و زیان و مثال
سود ناخالص نشان میدهد فروش چقدر از بهای کالای فروشرفته جلوتر است؛ سود خالص نشان میدهد پس از هزینههای فروش و اداری، هزینه مالی و مالیات چه چیزی برای مالکان میماند. استاندارد حسابداری ۱ و قانون تجارت هر کدام جای این دو عدد را مشخص کردهاند.
تفاوت سود خالص و سود ناخالص در یک نگاه
سود ناخالص اولین پله سود است: درآمد فروش منهای بهای تمامشده کالا یا خدمتی که فروخته شده. راهنمای صورتهای مالی کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا توضیح میدهد که این رقم «ناخالص» نامیده میشود چون هنوز برخی هزینهها از آن کم نشدهاند. سود خالص پله آخر است؛ همان رقم ته صورت سود و زیان که پس از کسر هزینههای عملیاتی، استهلاک، بهره و مالیات بر درآمد میماند و در زبان انگلیسی به آن «خط پایین» میگویند. [۵]
قانون تجارت ایران تعریف حقوقی سود خالص را هم داده است. ماده ۲۳۷ لایحه اصلاحی قانون تجارت میگوید سود خالص شرکت در هر سال مالی عبارت است از درآمد حاصل در همان سال مالی منهای کلیه هزینهها و استهلاکات و ذخیرهها. عبارت «کلیه» تفاوت را روشن میکند: سود ناخالص فقط یک هزینه را کم کرده، یعنی بهای تمامشده فروش، اما سود خالص پس از کسر همه هزینههای دوره به دست میآید. [۲]
به زبان تصمیم، سود ناخالص به این پرسش جواب میدهد که آیا قیمت فروش از هزینه مستقیم ساخت یا خرید کالا جلوتر است، و سود خالص به این پرسش که آیا کل کسبوکار، با دفتر مرکزی، تیم فروش، وامها و مالیاتش، برای مالکان پولی ساخته است. شرکتی میتواند سود ناخالص بالا و سود خالص منفی داشته باشد، اگر هزینههای اداری یا هزینه مالی وامهایش سنگین باشد. [۵] [۲]
سود ناخالص در استاندارد حسابداری ۱ کجا مینشیند؟
استاندارد حسابداری ۱ تجدیدنظرشده، که برای دورههای مالی شروعشده از ۱ فروردین ۱۳۹۸ به بعد لازمالاجراست، در بند ۸۳ حداقل اقلامی را که صورت سود و زیان باید داشته باشد فهرست کرده است: درآمدهای عملیاتی، هزینههای مالی، سهم از سود واحدهای وابسته، هزینه مالیات، مبلغ عملیات متوقفشده و سود یا زیان دوره. «سود ناخالص» در این فهرست اجباری نیست. بند ۸۶ اجازه میدهد سطرها و جمعهای فرعی بیشتری ارائه شود، اگر برای درک عملکرد مربوط باشد. [۱]
جای سود ناخالص را بند ۹۳ تا ۹۷ معلوم میکند. بند ۹۳ واحد تجاری را ملزم میکند هزینهها را یا بر اساس ماهیت یا بر اساس کارکرد طبقهبندی کند، هر کدام که اطلاعات قابل اتکاتر و مربوطتری بدهد. در روش ماهیت، مثلاً مواد مصرفی، مزایای کارکنان و استهلاک جدا میآیند و سطری به نام سود ناخالص وجود ندارد. در روش کارکرد یا «بهای تمامشده فروش»، که نمونه بند ۹۷ است، بهای تمامشده فروش از درآمد کم میشود و سود ناخالص ظاهر میشود، سپس هزینههای فروش و اداری و سایر هزینهها میآیند. [۱]
روش کارکرد هزینه یک بها دارد. بند ۹۷ هشدار میدهد تخصیص هزینهها به کارکردها ممکن است مستلزم تخصیص اختیاری و قضاوت قابل ملاحظه باشد و بند ۹۸ میخواهد واحدی که این روش را برگزیده، اطلاعات بیشتری درباره ماهیت هزینهها، از جمله استهلاک و هزینه مزایای کارکنان، افشا کند. پس سود ناخالص عددی است که به سیاست تخصیص بستگی دارد؛ اگر حقوق انباردار یا استهلاک ماشینآلات یک سال در بهای تمامشده و سال بعد در هزینه اداری بنشیند، سود ناخالص بیآنکه چیزی در کسبوکار عوض شده باشد جابهجا میشود. [۱]
از سود ناخالص تا سود خالص؛ پلههای میانی
میان این دو عدد معمولاً سه پله دیده میشود. پله اول هزینههای فروش، توزیع و اداری و سایر درآمدها و هزینههای عملیاتی است که حاصلش در صورتهای مالی ایرانی معمولاً «سود عملیاتی» نامیده میشود. پله دوم هزینههای مالی و درآمدها و هزینههای غیرعملیاتی است که به سود قبل از مالیات میرسد. پله سوم مالیات بر درآمد است؛ ماده ۱۰۵ قانون مالیاتهای مستقیم جمع درآمد شرکتها را، پس از کسر زیان منابع غیرمعاف و معافیتها، مشمول مالیات با نرخ ۲۵ درصد میداند، مگر آنکه قانون نرخ دیگری گذاشته باشد. [۱] [۳]
در گزارشگری بینالمللی این پلهها در حال استاندارد شدناند. هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری در آوریل ۲۰۲۴ استاندارد IFRS ۱۸ را منتشر کرد که برای دورههای سالانه شروعشده از ۱ ژانویه ۲۰۲۷ لازمالاجراست و دو جمع فرعی تعریفشده، یعنی سود عملیاتی و سود قبل از تأمین مالی و مالیات بر درآمد، را در صورت سود و زیان الزامی میکند و افشای معیارهای عملکردی تعریفشده توسط مدیریت را هم میخواهد. متن استاندارد ۱ ایران که بررسی کردیم چنین الزامی ندارد، اما همین جهت را نشان میدهد: سودهای میانی باید قابل مقایسه تعریف شوند. [۴] [۱]
مثال عددی: از فروش تا سود خالص یک شرکت بازرگانی در ۱۴۰۵
شرکتی بازرگانی در سال مالی ۱۴۰۵ کالایی به مبلغ ۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال فروخته و بهای تمامشده کالای فروشرفته ۳۶٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است؛ سود ناخالص ۱۴٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و حاشیه سود ناخالص ۲۸ درصد است. هزینههای فروش و توزیع ۳٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال، هزینههای اداری ۲٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و سایر درآمدهای عملیاتی ۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است؛ پس سود عملیاتی ۷٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال میشود. [۱] [۵]
هزینه مالی وامها ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و درآمد غیرعملیاتی ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است و سود قبل از مالیات به ۶٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال میرسد. با فرض سادهکننده اینکه درآمد مشمول مالیات با سود حسابداری برابر باشد، مالیات با نرخ ۲۵ درصد ماده ۱۰۵، ۱٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و سود خالص ۵٬۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است؛ حاشیه سود خالص ۱۰٫۲ درصد. اگر زیان انباشتهای از قبل نباشد، طبق ماده ۲۳۸ یکبیستم سود خالص، یعنی ۲۵۵٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال، به اندوخته قانونی میرود. [۳] [۲]
- درآمد عملیاتی ۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ منهای بهای تمامشده ۳۶٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ = سود ناخالص ۱۴٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال (۲۸ درصد).
- سود ناخالص منهای ۳٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ و ۲٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ بهعلاوه ۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ = سود عملیاتی ۷٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال.
- سود عملیاتی منهای ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ بهعلاوه ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ = سود قبل از مالیات ۶٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال.
- سود قبل از مالیات منهای مالیات ۱٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ = سود خالص ۵٬۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال (۱۰٫۲ درصد).
کدام سود برای کدام تصمیم به کار میآید؟
حاشیه سود ناخالص ابزار تصمیمهای قیمت و ترکیب محصول است: اگر حاشیه یک خط کالا از ۲۸ درصد به ۲۰ درصد رسیده، مشکل در قیمت خرید، تخفیف یا ضایعات همان خط است و با کم کردن هزینه اداری حل نمیشود. سود خالص ابزار تصمیمهای مالکان است. ماده ۲۳۹ قانون تجارت سود قابل تقسیم را سود خالص سال منهای زیانهای سالهای قبل، اندوخته قانونی و اندوختههای اختیاری، بهعلاوه سود تقسیمنشده قبلی تعریف کرده و ماده ۲۴۰ تقسیم سودی را که بدون رعایت این مقررات انجام شود، منافع موهوم میداند. [۲]
مقایسه با رقبا هم باید با همان پله انجام شود. شرکتی که صورت سود و زیانش را به روش ماهیت هزینه تهیه کرده، سطر سود ناخالص ندارد و ساختن آن از روی یادداشتها به قضاوت تحلیلگر وابسته است. بند ۹۹ استاندارد ۱ خودش میگوید انتخاب میان دو روش به عوامل تاریخی، ویژگیهای صنعت و ماهیت واحد تجاری بستگی دارد. پس پیش از مقایسه حاشیه سود ناخالص دو شرکت، روش طبقهبندی هر دو را از یادداشتها بخوانید. [۱]
اشتباههای رایج در محاسبه سود ناخالص و خالص
رایجترین خطا، جابهجایی هزینه میان بهای تمامشده و هزینههای دوره است؛ کرایه حمل کالای خریداریشده که باید در بهای خرید بیاید، یا حقوق تولید که در هزینه اداری ثبت شده. خطای دوم، محاسبه بهای تمامشده فروش از روی خریدهای دوره بدون اعمال تغییر موجودی ابتدا و پایان است. خطای سوم، گذاشتن مالیات پرداختی سال به جای هزینه مالیات همان سال مالی است. خطای چهارم، مقایسه سود ناخالص امسال با پارسال در حالی که سیاست تخصیص هزینه عوض شده و طبق ماده ۲۳۳ قانون تجارت، تغییر شکل یا روش باید به هر دو شکل ارائه شود. [۱] [۲] [۳]
شرکت خدماتی یا پیمانکاری هم سود ناخالص دارد، به شرط آنکه بهای تمامشده خدمات را تعریف کند: حقوق نیروی اجرایی، مواد مصرفی پروژه و استهلاک تجهیزاتی که مستقیم در ارائه خدمت به کار رفتهاند. هزینه دفتر مرکزی، تبلیغات و حقوق مدیران در هزینههای فروش و اداری میمانند. بند ۹۷ استاندارد ۱ در روش کارکرد فقط یک الزام حداقلی دارد: بهای تمامشده فروش جدا از سایر هزینهها افشا شود. مرز این دو گروه را خود شرکت میکشد؛ پس آن را در یادداشت رویهها بنویسید و سالبهسال ثابت نگه دارید. [۱]
چکلیست بازبینی صورت سود و زیان پیش از ارائه
پیش از امضای صورت سود و زیان، این فهرست را با تراز آزمایشی کنار هم بگذارید. هر ردیف به یکی از بندهای استاندارد حسابداری ۱، مواد قانون تجارت یا ماده ۱۰۵ قانون مالیاتهای مستقیم برمیگردد که در این راهنما آمدند. این فهرست جای رسیدگی حسابرس یا مشاور مالیاتی را نمیگیرد؛ فقط مطمئن میشود هر دو سود از یک دفتر و با یک قاعده ساخته شدهاند. [۱] [۲] [۳]
- روش طبقهبندی هزینه، ماهیت یا کارکرد، انتخاب و در یادداشتها افشا شده است.
- بهای تمامشده فروش با موجودی ابتدا، خرید و موجودی پایان دوره تطبیق دارد.
- هزینههای مشترک با یک کلید ثابت میان بهای تمامشده، فروش و اداری تخصیص یافتهاند.
- هزینه مالیات بر پایه سال مالی محاسبه شده، نه پرداختهای نقدی سال.
- اندوخته قانونی و سود قابل تقسیم از سود خالص همین سال و پس از زیانهای قبل ساخته شدهاند.
- هر تغییر روش نسبت به سال قبل، به دو شکل و با توضیح ارائه شده است.
منابع مستقیم
- استاندارد حسابداری ۱ تجدیدنظرشده، ارائه صورتهای مالی؛ بندهای ۸۳، ۸۶، ۹۳ تا ۹۹ و ۱۳۹ سازمان حسابرسی؛ متن رسمی استاندارد
- لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت؛ مواد ۲۳۳ و ۲۳۷ تا ۲۴۰ عدالتسرا؛ بازنشر متن قانون
- قانون مالیاتهای مستقیم، ماده ۱۰۵؛ نرخ ۲۵ درصد مالیات اشخاص حقوقی حسابنو؛ بازنشر متن قانون
- IFRS ۱۸ ارائه و افشا در صورتهای مالی؛ انتشار آوریل ۲۰۲۴، لازمالاجرا از ۱ ژانویه ۲۰۲۷ بنیاد IFRS
- راهنمای مقدماتی صورتهای مالی؛ سود ناخالص، سود عملیاتی و سود خالص کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا
تحلیلهای مرتبط
مطالب همموضوع که همین تصمیم را از زاویهٔ دیگری کامل میکنند.
انواع صورتهای مالی؛ راهنمای تهیه و کنترل برای مدیر مالی
یک گزارش بهتنهایی پاسخ مدیر را نمیدهد. این راهنما نشان میدهد هر صورت مالی چه پرسشی را حل میکند، عددها چگونه میان گزارشها حرکت میکنند و پیش از تحویل بسته مالی کدام کنترلها باید بسته شوند.
خواندن گزارش
تحلیل سودآوری مشتری؛ قیمت را عوض کنیم یا شیوه خدمت را؟
فروش و سود ناخالص یکسان، لزوماً رابطه تجاری یکسانی نمیسازند. این راهنما به مدیر مالی و مدیر عملیات کمک میکند بار سفارش، تحویل و پشتیبانی را اندازه بگیرند و میان اصلاح خدمت، تغییر قیمت و خروج مستند تصمیم بگیرند.
خواندن گزارش
سال مالی چیست؟ فرق سال مالی، سال مالیاتی و دوره مالی با مثال
سال مالی دورهای است که شرکت حسابهایش را بر آن میبندد و صورتهای مالی را برای آن تهیه میکند. قانون تجارت تعیینش را به اساسنامه سپرده، قانون مالیاتهای مستقیم سال مالیاتی را فروردین تا اسفند میداند و دورههای مالیات ارزش افزوده و بیمه کوتاهترند.
خواندن گزارش
هزینه غیر عملیاتی چیست؟ تفاوت با هزینه عملیاتی و جای آن در صورت سود و زیان
هزینه غیر عملیاتی هزینهای است که از فعالیت اصلی درآمدزای شرکت نمیآید؛ مثل زیان فروش دارایی ثابت. استاندارد حسابداری ۱ ایران نام این سطر را الزامی نکرده و طبقهبندی با قضاوت شرکت است، اما IFRS ۱۸ از ۲۰۲۷ دستهبندی صورت سود و زیان را الزامی میکند.
خواندن گزارش
تجزیه و تحلیل افقی صورتهای مالی؛ فرمول، مثال عددی و اثر تورم
در تحلیل افقی هر قلم صورت سود و زیان یا ترازنامه با همان قلم در سال قبل یا سال پایه مقایسه میشود تا روند رشد، افت و ناهمخوانیها دیده شود. استاندارد حسابداری ۱ با الزام ارقام مقایسهای داده خام آن را فراهم میکند؛ اما در تورم بالای ۱۴۰۴، رشد اسمی بدون مقایسه با تورم گمراهکننده است.
خواندن گزارش
قیمتگذاری چیست؟ انواع روشها، مارکآپ و حاشیه سود و قواعد درج قیمت
قیمت هر کالا میان دو مرز مینشیند: کف بهای تمامشده و سقف تمایل مشتری به پرداخت. روش قیمتگذاری تعیین میکند کجای این بازه بایستید؛ و در ایران قانون نظام صنفی درج قیمت را الزامی کرده و برای کالاهای مشمول نرخگذاری، فروش بالاتر از نرخ رسمی گرانفروشی است.
خواندن گزارشخلاصه را سریع ببینید؛ گزارش کامل را با یک لمس باز کنید
هر پست با تصویر اختصاصی، دو دلیل اهمیت، یک اقدام مدیریتی، یک مورد قابل رصد و مسیر مستقیم به متن کامل و منابع منتشر میشود.